ماه به تن تو عادت می کند

که پیراهن تو با وجه چشم من همخوانی نداشت

چیزی از من جدا شده بود!

چیزی،چیزی..

بگرد

ببین

بشنو

شاید جایی از تو

ایستاده

به ستونی

صوت می زند