|
اصل ماجرا در دایره انگشتان تو که شصتت خبر دار شده بود و اشاره ای که در بطن من باقی ماند این پیراهن هم سرش به سنگ خورده و این تبعیض بزرگ افراط تو را در من بیمار می کند سایه شو و نقش ببیند براین دیوار که جای سر مرا دارد هر شب وقتی بازوی تو گسست
این نون چهار حرفی ست.
|