تبليغاتX
شبلی... با من برقص

 اصل ماجرا

در دایره انگشتان تو

که شصتت خبر دار شده بود

و اشاره ای که در بطن من باقی ماند

این پیراهن هم سرش به سنگ خورده

و این تبعیض بزرگ

افراط تو را در من بیمار می کند

سایه شو

و نقش ببیند براین دیوار

که جای سر مرا دارد هر شب

وقتی بازوی تو گسست


این نون چهار حرفی ست.

 


+
توسط شبلی موضوع: |
جرم من سنگین است!

مست و لایعقل و از خود بی خود

دود و دم و می..

شلاق یا حبس ابد فرقی ندارد!

از یاد تو نکاست...


+
توسط شبلی موضوع: |

سربه سرم می گذارد

دستی که در پیراهنی تجاوز کرد...


+
توسط شبلی موضوع: |
آه...شبلی!

                  شبلی

                             شبلی

                                      

پنداره ات را

به سخره می گیرم


+
توسط شبلی موضوع: |

نگاه نداشتم

تو نگاه کن

این نگاه خفته

نداردحرمت نگاه


+
توسط شبلی موضوع: |

تابش خفته ی کلمات

هر کس چیزی می گوید

این خاموشی ابدی بود

ابله بود که مرد؟

یا مگر این تراژدی سرغمگین داردبا سر_ ما؟

پاسخش داد خدا

بنده ی من

رنگ این دست و آن دست نکن!

از هر دست که دادی

همان هم بگرفتی


+
توسط شبلی موضوع: |

مرد نمی خواست که تمام شود

حادثه  هم

زن از درخت افتاده بود

مرد گاز زد

زمین چرخید

خزید

فوت شد

زن

در دستهای مرد


*وبرای میمش که رفت


+
توسط شبلی موضوع: |
وقتی می نویسم

می شکنم

می ریزم

لای کفش ها...نگاهها...ردها..

از دست خودم می روم و از تو!

 نمی نویسم

می شکنم

می ریزم

لای کفش ها...


+
توسط شبلی موضوع: |

shebli

شبلی

shebli

http://shebli.blogfa.com

شبلی... با من برقص

شبلی... با من برقص

شبلی... با من برقص

شبلی... با من برقص

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog