![]() |
شبلی... با من برقص |
![]() |
|
تابستان است و رادیو کنار بخاری شمس قوطی کبریت قناری در قفس پشتی های قرمز وشکل راه راه پنجره ها روی دیوارهای کاهی دفتر نقاشی من بابا بزرگ در خواب است. |
|
2 نوشته شده در
ساعت توسط شبلی |
|
|
سر می خورد نژاد انگشتانی که گره شصتش زیر صورتم پیدا بود اتفاق بود می افتد! و سر می خورد. و صفحه ی گندمی خواب و خواب یک عروسک زشت نا تمام می ماند وقتی تو به سیاه و سفید هم دست که نمی زنی. دست می زنی و زیر چانه ام جای خال تو می ماند. نگاه نکن که سایه این نیمرخ از شرم نا تمام می ماند و جمله . نگاه کن. هیچ کس با ما نیست هیچ کس اینجا نیست هیچ کس نیست بغلم کن. ......................... می چرخد می چرخد می چرخد دایره حروف تو از روزنی در من تابستان است تابستان است تابستان است |
|
2 نوشته شده در
ساعت توسط شبلی |
|
|
من روزهاست دچاريك نوع ماهي ام ماهي اي كه با برگها امتزاج مي كند وپستانهايش پراز گيلاس اند وزير فصل نمو روي نقطه صفر هوا ابستن مي شود ووقتي عاشق مي شود شاهرگهاي تر برگها را خودكشي مي كند. …………………………… چايي مي خورم چایی تلخ است چاي يك حقيقت است مثل حقيقت حوادث كه پشت سرهمند. وتو پشت سر من مي ايي و من چايي مي خورم. |
|
2 نوشته شده در
ساعت توسط شبلی |
|
|
میر خورا هارمونی متقاطع متواضع متعادل عجیبی ست که روزی ترکم کرد و من جای انگشتانم را گم کردم و مربع های تنم جابه جا شد حالا چشمهای من درست جای لب های سابقم نگاه می کنند میر خورا هارمونی عجیبی بود حتی یکبار من از او باردار شدم. و حالا شکم من پراز هارمونی های عجیبی است که مازو و خاکستریند و بی رحمانه همدیگررا می خورند و نیمه ی مرا و خا ا ا ا ا لی می کنند و میر خورا مثل کرمی زیر پوست تنم می خزد وسطوحش را در من ارام ارام حل می کند |
|
2 نوشته شده در
ساعت توسط شبلی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
|
| نوشته های پیشین |
|
اسفند 1386 بهمن 1386 آذر 1386 آبان 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 خرداد 1386 |
| پیوندها |
|
نویسنده عجوزه بانوی خاکستری |
|
RSS
|